
امان ، امان که من در غم تو سوختن رو بعد از سالها هنوز که هنوز است دوست دارم زندگی که تو در من جاری کردی ، ابدیست ......
ادامه مطلب
هر وقت که از تو نا خود آگاهم عبور میکنی ، شب توب خواب میبینمت . یجا نوشته بود مغز وقتی میخوابی ترتیبی میده که حالت بهتر شه . هر وقت خوابتو میبینم صبح تا چند ساعت دنبالت میگردم و به یاد گذشته میفتم . ب...
ادامه مطلب
یکم فراموشی لازمه . عقبگرد ک نداریم . دلم میخواد سیگار نکشم ولی میترسم موفق نشم . دلخوش چنتا جمله ی سادم . یوقتا اینقدر همه چیز برا آدم عادی و تکراری میشه که پیدا کردن دلیل برا خوشحال بودنم سخت میشه . اینطوری خیلی بده ....
ادامه مطلب
این بار از تو مینویسم به تو . آره از خود تو . یه رایحه ی خوب ، یک حس خوب ، یک کسی که دوستش دارم و دوست دارم بهترین خودش باشه . نمیدونم الان چیکار میکنه ، دلم براش تنگ شده ، دوشنبه ها صبر میکنم که بیاد که ببینمش ولی نشده تا حالا ... میدونم تو تا بهت نگم نمیای اینجا ، ولی من چیزی نمیگم این بار .. ...
ادامه مطلب
یوقتا هم اصلا مهم نیست که چقدر دوستش داری وقتی که دوست داشته نشوی راه به جایی نمیبری و قصه به پایان میرسید ....
ادامه مطلب
زندگی است دیگر ،بعضی وقت ها به یاد او می افتم ،...
ادامه مطلب
ناتور دشت . روایتی از افکار من ، از همون جنس حرف های پیچ خورده که نمیشد فهمیدشون ، انگار که منم تو همون سن و سال . البته فیبی من تو بودی !...
ادامه مطلب
اینقدر توبه شکستم که دیگه توبه دوا نیست . سر در استیصال خود خم کرده ام . ...
ادامه مطلب