خرید بک لینک
هر وقت که از تو نا خود آگاهم عبور میکنی ، شب توب خواب میبینمت .

یجا نوشته بود مغز وقتی میخوابی ترتیبی میده که حالت بهتر شه .

هر وقت خوابتو میبینم صبح تا چند ساعت دنبالت میگردم و به یاد گذشته میفتم .

به خودم میگم اگر الان توی اون موقعیت بودم ، هیچ وقت نمیذاشتم بری ،

اشتباهات مکرر و رفتار های اشتباه و برداشت های اشتباه و انتظار های اشتباه رو همه رو دور میریختم .

چون که دیگه هیچوقت حس نکردم که کسیو دیوانه وار دوست دارم .

دیوونه وار و اما ساده ، هر وقت گذرم ازون طرفا میخورد یه روز از صبح تا شب همه جا رو دنبالت میگشتم . از یه نقطه شروع میکردم و پیاده همه مسیر ها رو بالا پایین میرفتم . از پارک لاله به سمت قصر و ...

یاد اونروز افتادم که با پیکی رفتیم پارک های بالا یدوری زدیم.

یهویی داشتیم بهم آدرس میدادیم اتفاقی جلو هم سبز شدیم.

یاد همش بخیر .حیف که دیگه گذشت و فقط تو ذهن تکرار میشن .

خیلی دوست دارم بازم ببینمت و خیلیم دوست داشتم این اتفاق تو اون دوره بیفته ولی نیومدی ... باید میومدی ...

برچسب: نویسنده: محمد قاسمی تاريخ: يکشنبه 22 ارديبهشت 1398 ساعت: 23:24

صفحه بندی